دانلود رمان های عاشقانه | رمان های بدون سانسور | عکس نوشته های فاز سنگین | داستان های کوتاه غمگین

عکس نوشته تیکه دار

عکس نوشته تیکه دار

عکس نوشته تیکه دار

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فازخونه

دانلود رمان زخم پاییز از معصومه آبی

دانلود رمان زخم پاییز از معصومه آبی

نام رمان : رمان زخم پاییز


به قلم : معصومه آبی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فازخونه

عکس نوشته تنهایی جدید

عکس نوشته تنهایی جدید

عکس نوشته

عادت کردم

تنهایی  حال خودمو خوب کنم.

دلنوشته تنهاییxدلنوشتهxفاز تنهاییxتنهاییxمتن تنهاییxعکس متن غمگینxتنهاxعکس نوشتهxعکس پرفایلxعکس نوشته های جدید

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فازخونه

دانلود رمان دسیسه از ش.شادمهری

نام رمان : رمان دسیسه

به قلم : ش.شادمهری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه
دلنوشته سکوت

دلنوشته سکوت

سکوت...

تمام حرفهای منه ،

کافیه تنها به سکوتم گوش کن ،

گریه ت می گیره …!

سکوتxتنهاxتنهاییxسکوت تنهاییxتنها سکوتxدلنوشته سکوتxدلنوشتهxفازخونهxفاز سنگینxفاز تنهایی
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه
داستان کوتاه عشق اول دختر

داستان کوتاه عشق اول دختر

دختر ها با عشق اولشان ساده تر هستند..

انگار ساده می پوشند، ساده میگیرند

نگاهشان با شیطنت است

وقتی می خندد چشمشان برق میزند

مدام صدایت میزنند...

امــــا...

اگر ترکش کنی،

اگر فریبش دهی، اگر اذیتش کنی...

اگر دنیایش را بهم بریزی

می بینی کم کم غلیظ تر آرایش می کند...

لباس های پر زرق و برق تری می پوشد...

نگاهش توی عکس با غرور دوخته شده است به دوربین...

خنده هایش هم دیگر حقیقی نیستند...

تلخ پوزخند میزنند...

از یک عشق عمیــق میگذرند

و دیگر سادگی هــــیچکس چشمش را نمی گیرد...

دیگر هیچ مرد معمولـــی ای را نمی پسندد،

هیچ مرد معمولـــی را قهرمان فرض نمی کند،

دیگر برای هیچ مردی، رویایی ندارند...

باید قهرمان باشی تا قهرمان ببیندت...

چهار شانه باشی، مرد باشی....

به هر چیزی دل میبندند جز قلب..!

جز عشق!!

دختر ها فقط با عشق اولـــــشان ساده هستند،

ســـــــاده ها را ســـــــاده نگـــــه دارید...

چون هیچ دختری وقتی غرورش له شود،

دیگر هرگز عاشق نمیشود...

دیگر حتی عشق خودش را هم نمی خواهد...

داستان کوتاه عشق اول دخترxعشق اولxعشق اول دخترxدختر عشق اولxداستان کوتاهxداستانکxداستان های کوتاهxداستان کوتاه عشق اولxداستان عشق اول دخترxعشق اول داستان کوتاه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه

دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد

نام رمان : رمان رسوایی (جلد دوم رمان کبودی های زیر پوست شهر)


به قلم : مهسا موحد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه
عکس نوشته های انگلیسی

عکس نوشته های انگلیسی

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه
دلنوشته زمان

دلنوشته زمان

زمان خواست

تا خودش را

پیدا کند...

زمان دادم و

دیگرى را پیدا کرد...

دلنوشته زمانxزمانxزمان خواستxدلنوشته جدیدxدلنوشته جدید 96xدلنوشته با عکسxدلنوشته دلنشینxعکس متن غمگینxعکس و متن های غمگینxفازخونهx

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه
دلنوشته غمگین ترین روز زندگی

دلنوشته غمگین ترین روز زندگی

غمگ‌ـــــین تریــن 

روز زندگی ما انسانها روزیست

که احساس می کنیم

با ارزشترین موجود زندگیمون

میخواد به نبودنمون عادت کنه😔

غمگینxاحساسxدلنوشته زندگیxبا ارزش ترین موجود زندگیمونxزندگی ما انسانهاxشخص موجود در زندگیمونxدالنوشتهxفاز خونهxDelneveshtexفاز جداییx

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه
مخاطب دلنوشته هایم

مخاطب دلنوشته هایم

بودن من ... 

 بی مخاطب است !!! 

اما نوشته هایم...

همه برای تنهایی های کسانی است 

که مثل من تنها هستند !!..😔✋


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه
دلنوشته تکیه گاه

دلنوشته تکیه گاه

آدمهایی که خودشون تو زندگی همیشه تکیه گاه بودن 

وقتی مشکلی دارن تنهایی رو بیشتر دوست دارن،

 چون عادت به تکیه کردن ندارن!

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه
دلنوشته من و تو

دلنوشته من و تو

دوست داشتن...

زبان...

زمان...

راه... 

دلیل و نشانه نمی خواهد

دوست داشتن...

دل می خواهد ...

و یک من و تو...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه
عکس نوشته 96

عکس نوشته 96

عکس نوشته 96
عکس نوشته

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه
خیلی دلم گرفته

خیلی دلم گرفته

به بعضیا باید خیلی رک گفت 

من با تو جدی هم ندارم 

شوخی که دیگه جای خود داره...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه

رمان ان دی ای از سحرنورباقری

نام رمان : رمان ان دی ای (جلد دوم رمان محله ی ممنوعه)


به قلم : سحرنورباقری

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه
عکس نوشته های جدید 96

عکس نوشته های جدید 96

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فازخونه
تکست یه خطی مخصوس استاتوس

تکست یه خطی مخصوس استاتوس

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه
دلم کمی مردن میخواد

دلم کمی مردن میخواد

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فازخونه
داستان کوتاه پسر خیانت کار

داستان کوتاه پسر خیانت کار


یه شب تو ماه رمضون تو شبای احیا تو امام زاده عاشق شد عاشق پسری که فکر میکرد بهترین پسر دنیاست.باهرکسی که میشناخت فرق داشت اون موقع ها سوم دبیرستان بود یه روز دلو زد به دریا رفت با دوستش یه سیم کارت خرید و به پسر پیام داد و باهاش دوست شد بعد یه مدت خودش و بهش معرفی کرد نزدیک 1 سال باهم دوست بودن ولی هیچ وقت بغیر از تلفن باهم ارتباطی نداشتن.تا اینکه نزدیک عید بود و بابای دختر گوشی دختر و پیدا میکنه و شماره پسرو میبینه و میشناسه ولی دختره کتمان میکنه و از اون شب زندگی دختره میشه جهنم هر روز عذاب و دعوا و جنگ و از درس محروم میشه از در بیرون نمیره شب تا صبش درد و گریه تو اون مدت پسره جلوی بابای دختره نمیرفت حتی تلفنشم مسدود کرده بود. تا بعد 1ماه دختره از خونه به پسره زنگ میزنه باهم حرف میزنن تا چند وقت که دختره وقتی زنگ میزنه پسره جواب نمیده چند روز پشت هم بازم جواب نمیده دختر نامید میشه و دیگه زنگ نمیزنه. میگذره دختره بعد1سال میره برای ادامه تحصیلشو ثبت نام میکنه وزندگیش عادی شده بود که اخرای شهریور پارسال دوباره یاد عشقش میوفته گوشی و برمیداره و به پسره پیام میده و دوباره رابطشون شروع میشه دختره میفهمه که پسره سربازه باهم روزای میگذرونن ولی پسر دیگه مثل سابق نبود خیلی خشک بود دختر تو دلش میگه حتما چون سربازه خستس برای اولین بار قرار میزارن همو میبینن همینجور باهم بودن تا اینکه یه روز دختره میفهمه پسره بهش خیانت کرده دنیاش خراب میشه به پسره میگه پسره دیگه با اون دختر کات میکنه دختره میبخشدش و باهم میمونن ولی پسر هر روز رفتاراش بد بود به دختر فحش میداد دعوا راه مینداخت ولی دختر کوتاه میومد چندباری قرار گذاشتن همو دیدن دیدن تا دیگه اخرا دخترا باید التماس میکرد موقع هایی که پسر از پادگان میومد بیاد ببنش.تو این همه مدت دختره فقط 2بار دسته پسره و گرفته بود ولی با همون دوبار دنیاش عوض شده بود .1سال و4ماه میشد باهم بودن بعد اون ماجرا .همیشه وقتی دعواشون میشد پسره به دختره محل نمیذاشت تا اینکه یه روز که پسره از پادگان داشت میمومد خونه دختره زنگ زد بهش گفت ببینمت پسر گفت نه حوصله ندارم دختره التماس پسره دعوا فحش دختره باز زنگ زد بازم گفت اشکال نداره قربون صدقش ولی بازم فایده نداشت پسره همش دختره خرد میکرد دختره دیگه خسته شد بود دیگه قطع کرد وقتی اومد خونه دید پسره هرچی از دهنش دراومد تلگرام براش فرستتاده دختره دیگه برید تموم کرد چندبار به پسره پیام داد ولی پسره گفت چیزی بینمون بوده مگه؟الان اون دختر مونده و درداش. داداشا توروخدا اگه کسی و دوست ندارید بخاطر تنها بودن خودتون هیچ وقت نزارید بهتون وابسته و دلبسته بشه بعضی دخترا واقعا مظلومن

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فازخونه